ثبت نام در میدان فاطمی، جنون قدرت یا شهوت شهرت

  • PDF

دکتر کیومرث یزدان پناه (دانشیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و عضو پیوسته انجمن ژئوپلیتیک ایران)....

(این تحلیل صرفا دیدگاه نویسنده بوده و انتشار آن به منزله موضع رسمی انجمن نیست)...

صرف نظر از آنچه که قانون و قانونگذار برای یک موضوع اساسی در کشور در نظر گرفته باشد، منهای معدود افراد مشهور و موجه که آنها نیز کاملا شناخته شده هستند، روند موجود در تشريح جایگاه قانون و رفتار غلط سیاسی ناشی از آن در برهه انتخاباتی، نشان ازضعف های فراوان در ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری دارد که افزون بر تمایلات درونی ناظر بر قدرت طلبی کاندیداهای مطرح و غیر مطرح، شهوت ناخواسته شهرت و شهرت طلبی آنی را در برخی ایجاد می کند تا بی محابا به سمت ستاد انتخابات کشور سرازیر شوند.
این دو مساله اساسی در کنار بی هزینه بودن ثبت نام، از عمده دلایل حضور ناکام اما لذت بخش و دائمی برخی افراد در ستاد انتخابات کشور در هر دوره ریاست جمهوری است.
این سه وجه هم غالبا در هر دوره با هم مخلوط می شوند و تمایل افراد را برای تحقق یکی از خواسته های فوق در صحنه ثبت نام حاضر می سازد.اما نتیجه آن معمولا خلق منظره ای تلخ و بی محتوا و بعضا هزینه ساز در بستر سیاسی و اجتماعی کشور است.
یکی با سبیل، دیگری با کفتر (کبوتر) سفید، آن یکی با هیاهو و سروصدای مزاحم و آن دیگری با ژست حق به جانب و تعداد زیادی نیز با کارنامه سیاه امنیتی و سياسي و اجرایی وارد وزارت کشور می شوند و هویت ملی و سیاسی یک کشور را در سطح بالایی به سخره می گیرند!! از باب جامعه شناسی سیاسی و روانشناسی سیاسی این رفتارها و این اقدامات بسیار جای بررسی و پردازش دارد و باید برای خاتمه دادن به این رویه غلط و از دم هنجار شکن فکری اساسی کرد.
در حالی که نود درصد افراد ثبت نامی توان اجماع صدنفره را برای مدتی ولو زمان کوتاه ندارند. باعث تحت شعاع قرار دادن اصل و اساس انتخابات و جایگاه ریاست جمهوری نیز می شوند.اما اینها همه ماجرا نیستند.
وجه دیگر این موضوع نارس، پارادوکس های شدید حاکم بر اجرایی و نظارتی کشور در بستر ضعف شدید قوانین مربوطه و همچنین نقش منفعل احزاب سیاسی در کشور است که هنوز هم که هنوز است به اجماعی عقلی در نزد عقلای سیاسی دست اندکار تبدیل نشده تا یکبار برای همیشه به این نمایش های ناخوشایند و زننده درمیدان فاطمی تهران خاتمه بدهند.
کاری که اگر اراده ای پشت آن باشد ظرف کمتر از ۶ ماه قابل ساماندهی است.
حضور بازیگران ناشی که بیشتر شبیه بازیچه اند تا بازیگر و هیچ درکی از قواعد بازی ندارند از دیگر مصائب عطش دیده شدن است که گاه با تندترین رویه و پا گذاشتن بر روی تمام قواعد رسمی و قانونی، اقدام به خود نمایی می کنند. و هدفی جزء دیده شدن و بر سرزبان ماندن ندارند.

این رویه در حالی در مرحله ثبت نامی در حال تکرار شدن است که بزرگترین دستاورد مشارکت سیاسی ایران طی ۴۲ سال اخیر یعنی مردم سالاری دینی را شدیدا تحت شعاع قرار می دهد.
جمهوری اسلامی ایران در بستر انقلاب اسلامی توانسته بواسطه پویایی سیاسی، یک سازگاری ارزشمندی میان دین و دمکراسی ایجاد کند و بسیاری از مدل های رایج انتخاباتی در دنیا را با ارائه مدل مردم سالاری دینی تحت تاثیر خود قرار دهد، اما متاسفانه همانگونه که اشاره شد،فقدان سازو کارهای قانونی و حزبی و تعارضات شدید در عرصه اجراء و نظارت، سردرگمی خاصی در ساختار دمکراسی و مشارکت مطلوب مردمی در ایران بویژه در موضوع مهم انتخابات ریاست جمهوری حاکم کرده است.
حضور افرادی که دارای خودشیفتگی مضاعف بوده یا طلبکاری مستمر و دائمي از نظام دارند و با خودباختگی دنبال قدرت و سهم دائمی خود از سفره انقلاب اند و یا اینکه دنبال شهرت کاذب اند مدام در حال تست خود در این صحنه حساس هستند.
از طرف دیگر حقارت روانی ناشی از ندیده شدن یا تلاش برای بقاء یا بازگشت مجدد هستند، میدان فاطمی را به شدت تحت شعاع خود قرار داده است.
این آفت دیده شدن به هر قیمتی و باقی ماندن در دایره قدرت به هر شکلی، تبدیل به معضلی عجیب در ساختار سیاسی ایران شده است که خود همواره پیامدهای مخرب سیاسی و امنيتي به دنبال داشته است.
در کنار این موارد، محدودیت های ساختاری حاکم بر نظام برداشتی از رجل سیاسی هم باعث شده تا ابراز وجود برای برخی افراد عاقل و جامع الشرایط غیر مشهور و غیر وابسته به حریانهای قدرت و باندهای ثروت‌ در انتخابات ریاست جمهوری هرگز فراهم نشود.
به نظر نگارنده جای جامعه شناسان و روانشناسان سیاسی که با درک عمیق به مسایل و معضلات داخلی و خارجی ورود به عرصه بکنند واقعا خالی است و صد افسوس که انحصار فرصت ها در دست عده ای خاص و مانع بزرگی به نام رجل سیاسی با تفسیرهای خاصش هرگز اجازه ورود افراد کارساز و سالم و قوی را نداده و نمی دهد.

و در این میان یک سوال اساسی بی پاسخ باقی می ماند که مردم تا کی باید اسامی تکراری ، ناکارآمد و ملال آور را تحمل کنند؟ و یا حتی انگيزه های ملی خود را تحت شعاع این موضوع ببینند؟!؟