گزارش عصرایران ادعا میکند که ایران (با جمعیتی حدود 85 میلیون نفر) با وجود محدودیتهای شدید اینترنتی، از جمله فیلترینگ گسترده، در رتبه دوم نسبت شاغلین اینفلوئنسر (1.93 درصد شاغلين) و رتبه چهارم تعداد کل اینفلوئنسرها در جهان قرار دارد. این پدیده، در عصرایران مطرح شده و بهعنوان نشانهای از نفوذ شبکههای اجتماعی سایبری در ایران بايد مورد توجه قرار گيرد. اینفلوئنسرها، افرادی هستند که از طریق تولید محتوا در شبکههای اجتماعی تأثیرگذاری اجتماعی و اقتصادی ایجاد میکنند و نمادی از قدرتافزایی دیجیتال ميباشند. برای ارزیابی صحت ادعای عصرایران، ابتدا باید به تعریف اینفلوئنسر و روشهای محاسبه این رتبهها توجه کرد.
اینفلوئنسرها افرادی هستند که از طریق پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، یوتیوب، توئیتر و غيره، با داشتن دنبالکنندگان قابل توجه، بر رفتار مصرفکنندگان تأثیر میگذارند. به گزارش DataReportal (2024)، ایران با 47 میلیون کاربر اینستاگرام و 73.14 میلیون کاربر اینترنت، یکی از بالاترین نرخهای نفوذ شبکههای اجتماعی در خاورمیانه را دارد.
اگر فرض کنیم 1 تا 2 درصد از کاربران اینستاگرام در ایران اینفلوئنسر فعال باشند، تعداد اینفلوئنسرها میتواند بین 470,000 تا 940,000 نفر باشد. اگر این عدد با جمعیت شاغل ایران (حدود 25 میلیون نفر بر اساس مرکز آمار ایران، 1402) مقایسه شود، نسبت شاغلین اینفلوئنسر میتواند بین 1.9 تا 3.8 درصد باشد. این نسبت در مقایسه با کشورهایی مانند ایالات متحده (با 2.5 درصد) یا هند (با 1.5 درصد) قابل توجه است و میتواند رتبه دوم را توجیه کند. تحلیل از منظر فلسفی از منظر فلسفی، رشد اینفلوئنسرها در ایران را میتوان با نظریههای اگزیستانسیالیسم (سارتر، 1943) و پستمدرنیسم (لیوتار، 1979) تحلیل کرد. اگزیستانسیالیسم بر آزادی فردی و خلق معنا در جهانی بیمعنا تأکید دارد. در ایران، که محدودیتهای اجتماعی و سیاسی بر بیان هویت فردی سایه افکنده، شبکههای اجتماعی سایبری به فضایی برای خلق هویت و معنای شخصی تبدیل شدهاند. اینفلوئنسرها با تولید محتوا، معنا و ارزش را در زندگی خود و دنبالکنندگانشان خلق میکنند. پستمدرنیسم نیز با تأکید بر ازهمگسیختگی روایتهای سنتی و ظهور هویتهای چندگانه، رشد اینفلوئنسرها را تفسير میكند. در ایران، که ساختارهای سنتی هویتی (مانند نقشهای جنسیتی یا طبقاتی) از آزاديهاي موجود در كشورهاي غربي برخوردار نيستند، اینفلوئنسرها با خلق روایتهای جدید، از طریق مد، هنر و سبک زندگی، به بازتعریف هویت کمک میکنند.
به نظر من این پدیده نشاندهنده گذار از هویتهای جمعی به هویتهای فردی در فضای سایبر است. از دیدگاه فلسفی، رشد اینفلوئنسرها در ایران میتواند بهعنوان «آزادی در قفس» تفسیر شود. ژان پل سارتر معتقد است که انسان در جستجوی آزادی است، اما در ایران، این آزادی، در قفس محدودیتهای فیلترینگ و محدوديتهاي گوناگون یافت میشود. اینفلوئنسرها با استفاده از VPN و خلاقیت، این قفس را دور میزنند و فضای سایبر را به عرصهای برای خودتحققبخشی تبدیل میکنند.
تحلیل از منظر روانشناختی از منظر روانشناختی، رشد اینفلوئنسرها در ایران را میتوان با نظریه سلسلهمراتب نیازهای مازلو (1943) و نظریه خودنمایی گافمن (1959) توضیح داد. مازلو معتقد است که پس از رفع نیازهای اولیه (مانند غذا و امنیت)، انسان به دنبال نیازهای بالاتر، مانند احترام و خودتحقق بخشي است. در ایران، که مشکلات اقتصادی و اجتماعی (مانند بیکاری و تورم) نیازهای اولیه را تهدید میکند، شبکههای اجتماعی بهعنوان بستری برای ارضای نیاز به احترام و خودنمایی عمل میکنند همان چيزي كه ما در ژئوپليتيك، آن را منزلت طلبي ژئوپليتيكي ميناميم كه يكي از خصلتهاي ذاتي بشر است. گافمن (1959) در نظریه نمایش زندگی روزمره، رفتار اجتماعی را بهعنوان نمایشی توصیف میکند که افراد برای جلب توجه و تأیید اجتماعی اجرا میکنند. اینفلوئنسرها با تولید محتوای جذاب، مانند ویدئوهای طنز یا آموزش، این نمایش را در فضای سایبر اجرا میکنند. در ایران، که فضاهای عمومی برای خودنمایی محدود است، اینفلوئنسرها این نیاز را از طریق پلتفرمهایی مانند اینستاگرام برآورده میکنند. محدودیتهای اجتماعی، مانند محدودیتهای جنسیتی و فرهنگی، جوانان ایرانی را به فضای سایبر سوق داده است. زنان ایرانی، که در فضاهای سنتی با محدودیتهای بیشتری مواجهاند، از اینستاگرام برای بیان هویت و کسب درآمد استفاده میکنند. حدود 60 درصد از اینفلوئنسرهای ایرانی زن هستند، که این امر به نقش شبکههای اجتماعی در برابری جنسیتی اشاره دارد.تحلیل از منظر ژئوپلیتیک سایبری از منظر ژئوپلیتیک سایبری، رشد اینفلوئنسرها در ایران را میتوان بهعنوان پاسخی به انزوای ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایران تفسیر کرد. ایران به دلیل تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای اینترنتی، از اقتصاد جهانی و پلتفرمهای پرداخت بینالمللی (مانندپي پال و غيره) محروم است.
شبکههای اجتماعی سایبری، بهویژه اینستاگرام، بهعنوان بستری برای صادرات فرهنگی (مانند هنر و مد) و کسب درآمد عمل میکنند و اين امر ميتواند وزن ژئوپلیتیکی ایران را در فضای سایبر افزایش دهد كه متأسفانه كلا اين امر ناديده گرفته شده است. اینفلوئنسرها بهعنوان ابزارهایی برای قدرت نرم عمل میکنند. قدرت نرم، که به توانایی تأثیرگذاری از طریق فرهنگ و ارزشها تعریف میشود، از طریق محتوای اینفلوئنسرها به جهان منتقل میشود. برای مثال، اینفلوئنسرهای ایرانی با نمایش فرهنگ، غذا و سبک زندگی، تصویر متفاوتی از ایران ارائه میدهند که میتواند بر افکار عمومی جهانی تأثیر بگذارد. این امر بهویژه در شرایطی که رسانههای رسمی ایران محدود هستند، اهمیت فراواني دارد. آیا تعداد اینفلوئنسرها در ایران یک مزیت تمدنی است؟ تعداد بالای اینفلوئنسرها در ایران میتواند بهعنوان یک مزیت تمدنی تلقی شود، زیرا نشاندهنده توانایی این جامعه در استفاده از فناوریهای دیجیتال برای خلق فرصتهای جدید است. تمدن ایرانی، با ریشههای تاریخی عمیق در هنر، ادبیات و فرهنگ، از طریق اینفلوئنسرها بهصورت دیجیتال بازتولید میشود. برای مثال، اینفلوئنسرهایی که در حوزههای مد، آشپزی و هنر فعالیت میکنند، عناصری از فرهنگ ایرانی مانند طراحی پارچه، غذاهای سنتی و موسیقی محلی را به جهانیان معرفی میکنند كه این امر به تقویت هویت فرهنگی و افزایش قدرت نرم ایران در فضای سایبر کمک میکند. همچنين افزایش اینفلوئنسرها بهعنوان یک منبع درآمد، بهویژه برای جوانان و زنان، اقتصاد دیجیتال ایران را تقویت کرده است.
گزارشها نشان میدهند که حدود 30 درصد از کسبوکارهای کوچک در ایران به شبکههای اجتماعی وابستهاند، که بسیاری از آنها توسط اینفلوئنسرها اداره میشوند. این امر نهتنها بیکاری را کاهش میدهد، بلکه نشاندهنده انعطافپذیری اقتصادی مردم ایران در برابر تحریمها و محدودیتهاست. خلاقیت در شرایط محدودیت ایرانیان با استفاده از ابزارهایی مانند VPN و خلاقیت در تولید محتوا، محدودیتهای اینترنتی را دور زدهاند. این توانایی در مقایسه با جوامعی که دسترسی آزاد به اینترنت دارند، آنها را متمایز میکند. برای مثال، اینفلوئنسرهای طنز در ایران با وجود محدودیتهای محتوایی، توانستهاند با خلق ویدئوهای بامزه، مخاطبان جهانی را جذب کنند که نشاندهنده ابتکار عمل فرهنگی است. اینفلوئنسرها در ایران اغلب از عناصر هویتی مانند زبان فارسی، موسیقی سنتی و آدابورسوم محلی در محتواهایشان استفاده میکنند. این امر آنها را از اینفلوئنسرهای غربی که بیشتر بر ترندهای جهانی متمرکزند، متمایز میسازد. جامعه ایران، که با محدودیتهای اجتماعی مانند محدودیتهای جنسیتی، فيلترينگ، سرعت اندك نت مواجه است، از فضای سایبر بهعنوان بستری برای خوداثباتی و بیان هویت استفاده کرده است. زنان اینفلوئنسر، با تولید محتوا در حوزههای گوناگون اعم از ديني، مد، آشپزي، خانه آرايي و غيره نقش مهمی در تغییر نگرشهای سنتی ایفا میکنند، که این امر در بسیاری از جوامع دیگر کمتر دیده میشود.
فضاي سايبر عرصه قدرت تمدن ایرانی در شرایط سخت اين شرايط اينفلوئنسرها در ديگر عرصههاي فضاي سايبر هم مشاهده ميشود مثلاٌ در عرصه تريد ارزهاي ديجيتال، فاركس، بلاك چين، قراردادهاي هوشمند، هوش مصنوعي، ايرانيها بسيار فعال و پيشتاز هستند كه اينها از مزاياي تمدن ايراني است با ويژگيهاي زير:
الف) غلبه بر موانع: تمدن ایرانی، با تاریخی چند هزار ساله، همواره در طول تاريخ در برابر چالشها، سختيها و محدوديتها مقاومت کرده است. رشد اینفلوئنسرها در شرایط تحریم، فیلترینگ و انزوای ژئوپلیتیکی، نشاندهنده توانایی این تمدن در یافتن راههای جدید برای بقا و پیشرفت است. اینفلوئنسرها با استفاده از ابزارهای محدود، مانند اینستاگرام و تلگرام، توانستهاند بازارهای داخلی و منطقهای را فعال کنند.
ب) عدم درجا زدن: عدم توقف در برابر مشکلات، ویژگی بارز تمدن ایرانی است. در حالی که بسیاری از جوامع در شرایط مشابه ممکن است به انزوا یا رکود تن دهند، مردم ایران با تولید محتوا و فعالیت در فضای سایبر، پویایی خود را حفظ کردهاند. این امر بهویژه در میان جوانان، که 60 درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند، مشهود است.
پ) نوآوری در انزوا: انزوای ژئوپلیتیکی ایران، که دسترسی به اقتصاد و بازارهای جهانی و فناوریهای نوین را محدود کرده، به خلاقیت درونی منجر شده است. اینفلوئنسرها با استفاده از منابع بومی و ابزارهای موجود، راهی برای ارتباط با جهان یافتهاند، که این نوآوری تمدنی را تقویت میکند.
ت) تلاش برای حفظ هویت ایرانی- اسلامي: اینفلوئنسرها با نمایش آدابورسوم، لباسهای سنتی و هنر ایرانی- اسلامي، هویت فرهنگی را در فضای سايبر حفظ میکنند. این امر در مقابل هجوم فرهنگهای جهانی، که اغلب از طریق پلتفرمهای غربی ترویج میشوند، مقاومت نشان میدهد. برای مثال، اینفلوئنسرهای مد ایرانی با تلفیق طراحی لباسهاي سنتی با سبکهای مدرن، هویت بصری ایراني را احیا کردهاند.
ث) اهميت زبان و ادبیات فارسي: استفاده از زبان فارسی در محتوای اینفلوئنسرها، هویت زبانی را تقویت کرده است. این امر در مقایسه با بسیاری از جوامع، که به زبان انگلیسی در شبکههای اجتماعی تکیه دارند، تمایز ایجاد میکند و نشاندهنده تلاش برای حفظ میراث زبانی است.
ج) تلاش برای جبران انزوای ژئوپلیتیکی: اینفلوئنسرها بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی دیجیتال عمل میکنند و از طریق محتوای خود، تصویر متفاوتی از ایران به جهان ارائه میدهند. این امر به کاهش اثرات منفی انزوای ژئوپلیتیکی کمک میکند. برای مثال، اینفلوئنسرهای گردشگری با نمایش جاذبههای ایران، برای جذب گردشگر و شکستن کلیشهها تلاش میكنند. رشد اینفلوئنسرها به افزایش قدرت نرم ایران منجر شده است. قدرت نرم، که از طریق فرهنگ و ارزشها اعمال میشود، از طریق اینفلوئنسرها به جهانیان منتقل میشود.
چ) خروج تمدنی و فرهنگی از انزوا: اینفلوئنسرها با استفاده از پلتفرمهای جهانی، ایران را به جهان متصل کردهاند. این ارتباط، که از طریق محتوای بصری و تعاملی برقرار میشود، به خروج تمدن ایرانی از انزوا کمک میکند. برای نمونه، اینفلوئنسرهای هنری ایرانی با نمایش مینیاتور و خوشنویسی، فرهنگ ایران را به مخاطبان بینالمللی معرفی ميكنند. اینفلوئنسرها با همکاری با اینفلوئنسرهای خارجی یا تولید محتوا به زبانهای دیگر، پلهایی برای تبادل فرهنگی ایجاد کردهاند. این امر به نوعي تلاش برای همگرایی فرهنگی است که در شرایط انزواي ژئوپلیتیکی، یک دستاورد تمدنی محسوب میشود. رشد اینفلوئنسرها در ایران، پدیدهای چندوجهی است. از منظر فلسفی، این رشد نشاندهنده جستجوی آزادی و هویت در فضای سایبر است. از دیدگاه روانشناختی، پاسخ به نیازهای هویتیابی و خوداثباتی است. از منظر ژئوپلیتیک سایبری هم پاسخی به انزوای ژئوپلیتیکی و ابزاری برای اعمال قدرت نرم است. با این حال، فیلترینگ و ضعف زیرساختها این پتانسیل را تهدید میکنند. از سوي ديگر، تعداد بالای اینفلوئنسرها در ایران، با وجود محدودیتها، یک مزیت تمدنی است که خلاقیت، انعطافپذیری و پویایی مردم ایران را نشان میدهد.
این پدیده ایرانیان را از طریق تأکید بر هویت فرهنگی، خلاقیت در شرایط سخت و استفاده از فضای سایبر برای خوداثباتی متمایز میسازد. قدرت تمدن ایرانی در یافتن راههای نو، مانند غلبه بر فیلترینگ و انزوای ژئوپلیتیکی، در این رشد ديده ميشود. تلاش برای حفظ هویت، جبران انزوا از طریق دیپلماسی دیجیتال و خروج فرهنگی از انزوا، از دیگر جنبههای این پدیده است. برای بهرهبرداری مناسب از اين ظرفيت، ایران نیازمند آمايش سياسي فضاي سايبر، کاهش محدودیتها، تقویت زیرساختها و توسعه پلتفرمهای بومی است.
دكتر سيروس احمدي نوحداني
گروه جغرافياي سياسي (دانشگاه تربيت مدرس)
منبع تصویر: https://www.asriran.com/fa/news/1067198
