دکتر مراد کاویانی راد، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی
زبان، ابزار بیان، ساخت واقعیات اجتماعی و معماری اذهان است. واقعیت این است که واژگان، مفاهیم و روایتها به فراخور نیازهای زمان و مکان پدید میآیند، پروده و فراگیر میشوند و اذهان و افکار عمومی را جهت میدهند. از آغاز جنگ تحمیلی اخیر، تحلیلگران بسیاری برای تبیین و توضیح این وضعیت، از واژگان و گزارههایی مانند جنگ، نبرد، ستیز، مقاومت با پسوند و پیشوندهای بسیار بهره گرفتهاند. واژگانی که فقط ابزار انتقال اطلاعات نیستند بلکه واجد بار عاطفی، سیاسی و فرهنگی و محیطی برای علتکاوی و معناکاوی تحولات پیونددار با این جنگ هم هستند. هر واژهای که امروز بیشترین بَسامد را در زبان و بیان تحلیلگران و کارگزاران را بیابد، میتواند جهتدهنده و معنا دهنده به تحلیلها و روایتهای امروز و فردای این کشور باشد. ادبیاتی که امروز خلق میشود فردا مورد استناد نسلهای آینده و پژوهشگران خواهد بود. از این رو، در آغاز نیاز است خود واژگان مورد اشاره بررسی و واکاوی شوند:
1) جنگ: گواه بر درگیری در میدانی پهناور در بازه زمانی درازمدت میان چند بازیگر (کشورها و دولتها) یا کنشگر (گروههای بزرگ قومی) با ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی گسترده است. برای نمونه میتوان به جنگ جهانی اول و دوم و جنگهای ایران و روسیه و جنگ ایران و عراق پرداخت.
2) نبرد: به درگیری محدودتر در درون جنگ گفته میشود که معمولاً در زمان و مکانی مشخص سر بر می آورد. مانند نبرد استالینگراد و نبرد آمستردام در میانه جنگ جهانی دوم و نبرد چالدران و نبرد هرات در تاریخ ایران.
3) ستیز. این واژه از نظر معنایی از دو واژه جنگ و نبرد، کلیتر و منعطفتر است و نیازی نیست که الزاماً نظامی و گسترده باشد؛ میتواند برای هر گونه درگیر و ناهمسویی فکری به کار رود.
4) مقاومت: به معنای ایستادگی و پایداری در برابر فشار، تهدید و زور است. از این رو، نه تسلیم شدن، بلکه حفظ موضع در برابر تهدید و اجبار است و میتواند مسلحانه یا نامسلحانه باشد، برای حفظ ارزشها، آزادی، استقلال یا هویت، جمعی (ملی) و هدفمند است.
داستان از آنجا آغاز شد که در میانه مذاکرات ایران و ایالات متحده در تاریخ نُه اسفندماه 1404 کشورمان مورد حمله دشمنان متجاوز آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفت و امروز بیش از یک ماه از این تجاوز میگذرد. در این جنگ بسیاری از کارگزاران سیاسی-نظامی و مردم عادی شهید شده و هزاران مکان و مرکز زیرساختی، منزل و آثار تاریخی نابود شده یا آسیب جدی دیدهاند.
واکاوی رخدادهای داخلی در برابر این حمله نشان میدهد که تهدیدهای بیرونی ناظر بر تقویت نیروهای واگرا برای فروپاشی ایران و مواضع تفرعنآمیز کارگزاران ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در برابر ملت ایران، نقش اساسی در همگراسازی آحاد ملت در برابر متجاوزان داشته است از دیگر سو برآوردهای نادرست بر سر ظرفیت توان رزمی ایران و مقاومت سرسختانهای نیروهای نظامی کشور به پیدایش روحیه مقاومتی انجامیده است که با واژگانی که به آنها اشاره شد نمیتوان به تبیین زوایای مختلف این وضعیت پرداخت.
همه ما به ملت بودگی ایرانیان باور داریم. تجربه این مدت نشان داده است که ایران و هویت ایرانی واجد ظرفیتهای تدافعی و ایستادگی است که می تواند آحاد ملت را در هر جای جهان با هر منشی بر پیرامون آن گرد بیاورد. موقعیت ژئوپلیتیک ایران بهگونهای است که بارها مورد تهدید و تجاوز قدرتهای منطقهای و جهانی قرار گرفته که در این میان و دفاع از سرزمین و هویت در این سرزمین نقش غالب داشته است. هویت ملی مردم ایران با ظرفیتهای تدافعی کلان ریشه در تاریخ و تمدن چند هزار ساله این سرزمین دارد. این هویت و ظرفیتهای پیونددار با آن با تکیه بر ترکیبی از عوامل تاریخی، قدرت بازدارندگی نظامی، وحدت ملی و اتکا به توانشهای داخلی توانسته است از استقلال و پایداری این ملت دفاع کند.
در جنگ تحمیلی اخیر بر خلاف تجربیات دیگر کشورهای پیرامونی آنگاه که مورد حمله قرار گرفتند فرار را بر قرار و ایستادگی ترجیح میدادند چنین اتفاقی در ایران رخ نداد. موضوعی که گویای حس تعلق مکانی و احساس مسئولیتی است که این ملت به میهن و ارزشهای خود دارد. از این رو، دانشواژه «مقاومت میهنی» بر توجه به مشخصاتی که برای آن برشمرده شد ظرفیت بالایی برای تبیین وضعیت کنونی کشور دارد و میتواند به استناد تاریخ این سرزمین و هویت تدافعی همین ملت با توجه به جنگی که متجاوزان بر آن تحمیل کردهاند در سنجش با دیگر مفاهیم و واژگان، روایی بیمانندی دارد .
