*دکتر مراد کاویانی راد* (عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی)
مدتی است که ج.ا.ایران کنترل تنگه راهبردی هرمز (گلوگاه اصلی انتقال انرژی جهان) را در اختیار گرفته است و از آن به عنوان اهرم فشار و ابزار نامتقارن برای اثرگذاری بر بازار جهانی انرژی و فشار اقتصادی استفاده میکند. مسئلهای که قدرتنمایی و منزلت ژئوپلیتیک ایالات متحده در جلوگیری از اختلال در بازار انرژی و مهار رقبا را به چالش کشیده و طی این مدت نیز تشدید فشارهای این کشور علیه ج.ا.ایران برای خارج کردن تنگه هرمز از کنترل ایران راه به جایی نبرده است.
در چنین هنگامههایی منطق ژئوپلیتیک حاکم بر سیاست خارجی ایالات متحده عموما در قالب تجاوز نظامی نمود می یابد. بر پایه چنین منطقی، ایالات متحده از نیروی نظامی نه صرفاً بهعنوان واکنش به تهدیدات مستقیم بلکه بهعنوان ابزاری برای برای حفظ و گسترش نفوذ و بهعنوان بخشی از سیاست پیشگیرانه و پایدارسازی منافع راهبردی خود در نظام جهانی بهره میگیرد. از این رو، ایالات متحده برای حفظ منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس و مقابله با تهدید کشتیهای تجاری، تضمین بازگشایی و امنیت تنگه هرمز، خود را ناگزیر از رویارویی و تهدید ج.ا.ایران می داند جایی که قدرت و منزلت ژئوپلیتیک این کشور را به چالش کشیده است. گزارشها گویای آن هستند که پنتاگون برای ایجاد فشار بر تهران، یگان ۳۱ تفنگداران دریایی را به سمت منطقه گسیل کرده است تا از آنها در عملیاتهای احتمالی برای تصرف یک یا چند جزیره راهبردی ایرانی با محوریت جزیره خارک مورد استفاده کند.
جهتگیری تحولات منطقه گویای آن است که این عملیات احتمالی عمدتا و در آغاز متوجه جزیره راهبردی خارک در جایگاه شریان اصلی صادرات نفت ایران با ظرفیت ذخیرهسازی میلیونها بشکه خواهد بود. خارک بزرگترین پایانه صادرات نفت خام کشور است که بخش عمده نفت کشور از اینجا بارگیری و با نفتکش به بازارهای جهانی صادر میشود. در چنین زمینه و زمانهای، ناتوانی ایالات متحده در بازگشایی تنگه هرمز، کارگزاران این کشور را به اندیشه حمله زمینی به جزایر ایرانی به ویژه جزیره خارک واداشته تا اهرم و ابزار راهبردی لازم را برای چانهزنی بر سر گشودن تنگه راهبردی هرمز را به دست آورند. از دیگر سو، بازتاب ظرفیتهای نفتی و ژئواکونومیک این جزیره در سخنان رئیس جمهور این کشور که «گزینه مورد علاقه من، تصاحب نفت ایران است…به راحتی جزیره خارک را تصرف کنیم» و نیز بمباران چندی پیش ۹۰ هدف نظامی توسط ستتکام در خارک را بیتاثیر نمی توان دانست.
هر چند روی کاغذ تجاوز و تصرف زمینی ممکن است اما در برابرِ کارگذاری تلهها، استقرار نیروهای نظامی بیشتر و سامانههای پدافند هوایی در جزیره و قرارگیری خارک در حدود ۳۳ کیلومتری ساحل ایران نیروهای متجاوز آمریکایی را در برابر شلیک پهپادها و موشکهای پرتاب شده از مناطق کوهستانی و شهپادهای ایرانی آسیبپذیر خواهد کرد زیرا زمان برای هشدار توسط رادارهای آمریکایی کوتاه خواهد بود. همچنین هر گونه اقدام نظامی این کشور برای تصرف خارک با هدف بازگشایی تنگه هرمز و کاهش بهای نفت، به تکانههای نفتی بیشتر خواهد انجامید و نیز تشدید حملات موشکی ایران را به پایگاهها نظامی و شرکتهای آمریکایی سهامدار تاسیسات نفتی منطقه را در پی خواهد داشت و سرانجام اینکه معلوم نیست که این فشار به بازگشایی تنگه هرمز توسط ج.ا. ایران بینجامد. از دیگر سو، مردم معترض آمریکا نسبت به کشته شدن سربازان جوان آمریکایی حساسیت بالایی دارند و کوشش برای تصرف و نگهداری خارک، جان آنها را در معرض خطری بزرگتر قرار میدهد. جنگی که در تعارض با شعار و گفتمان «اول آمریکا» تصمیمگیران کاخ سفید قرار دارد. از آنجا که انجام این طرح بسیار پرهزینه خواهد بود و امکان شکست و ناکامی هم وجود دارد چه بسا حجم گسترده گمانهزنیها درباره احتمال حمله زمینی آمریکا به خارک بخشی از یک بلوف نظامی و نوعی «جنگ روانی» برای فریب باشد.
واقعیت میدانی مقابل تصمیمگیران آمریکایی نشان از وجود متغییرهای پرشمار و بازیگران و کنشگران با منافع متفاوت و گاه متعارض دارد. خارک شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران است و برای حفظ آن از هیچ اقدام آفندی و پدافندی دریغ نخواهد کرد و هزینه هر گونه تجاوز نظامی را به شدت بالا خواهد برد. پیچیدگی و پرهزینگی این اقدام احتمالی برای گشودن احتمالی تنگه هرمز بسیاری از کارشناسان را به طرح فریب بودن این برنامه سوق داده است و معلوم هم نیست که اهداف مورد نظر طراحان حمله به فرجام شود. از دیگر سو، منطق ژئوپلیتیک تجاوز نظامی آمریکا به جزیره خارک برای کارگزاران آمریکایی بهرغم هزینههای هنگفت، جذابیتهای خاص خود را نیز دارد و باید آماده بود.
