برگزاری پنجمین نشست تخصصی افغانستان با موضوع «جوانان افغان و قدرت گیری مجدد طالبان»

در نشست «جوانان افغان و قدرت گیری مجدد طالبان»، وضعیت افغانستان در دوره طالبان و نقش جوانان مورد بررسی قرار گرفت

نشست علمی و تخصصی «جوانان افغان و قدرت گیری مجدد طالبان» از سوی انجمن ژئوپلیتیک ایران با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی سه شنبه 30 شهریور ۱۴۰۰ از ساعت 18 تا 20:30 به صورت مجازی برگزار شد.

در این نشست، دکتر محسن عزیز زاده دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، مرضیه حسینی دانشجوی دکتری علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی، جواد امیری دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه فردوسی، استاد دانشگاه در هرات و محمدعلی جعفری دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، عضو انجمن ژئوپلیتیک ایران و عضو پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه دیدگاه‌های خود را مطرح کردند.

دکتر محسن عزیز زاده طسوج، دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس گفت: توافق پنهانی میان آمریکا و طالبان یک اتفاق مهم است. چین با تمام توان در حال برقراری ارتباط با طالبان است. عربستان سعودی در حال کمک به گروه‌های افراطی است و برای آموزش آن‌ها هزینه می‌کند. بازیگران اصلی منطقه‌ای و بین‌المللی تأثیرگذار در تحولات افغانستان، کشورهای پاکستان، چین، روسیه، هند، انگلستان و ایران هستند. بازیگردان اصلی تحولات کنونی افغانستان نیز پاکستان است.

منابع مالی طالبان موضوع مهمی است و در این زمینه، تولید و ترانزیت مواد مخدر و در ادامه استخراج و صادرات مواد معدنی افغانستان توسط چین با چراغ سبز طالبان محتمل است.

طالبان امروز تفاوتی با گذشته ندارد اما امروز با احتیاط بیشتر عمل می‌کند. جنبش طالبان در حمایت وفاداری هزاران پشتون است که منابع و افراد را برای دستیابی به اهداف سیاسی به کار می‌گیرد. موضوع افغانستان راه حل نظامی ندارد و الان در حال حرکت به سوی بحران‌تر شدن است.

مردم افغانستان از جنگ خسته هستند و با توجه به آزادی‌هایی که در 20 سال اخیر برای زنان و جوانان ایجاد شده است، مطالبات از طالبان زیاد است.

رسانه‌ها تصویرسازی می‌کنند که با واقعیت فاصله دارد. در سال 1993 میلادی آمریکا یک تصویر از افغانستان ارائه می‌کرد اما امروز تصویر دیگری را از این کشور نشان می‌دهد. در طول سال‌های 2010 تا 2020 میلادی تصویرسازی آمریکا از افغانستان تصویر جنگ و شرایط غیر صلح بود.

دنیا، دنیای جنگ و رقابت بین کشورها و سیاستمداران است و باید صلح را ایجاد کرد. افغانستان با کمک مردم و نخبگان این کشور در نهایت به صلح خواهد رسید و نقش بانوان و جوانان در این مسیر خیلی برجسته است.

در ادامه مرضیه حسینی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی افزود:من سابقه کار در دولت افغانستان داشته‌ام وسقوط دولت این کشور در کابل را از نزدیک دیدم. حضور 20 ساله آمریکا در افغانستان با توجیه دکترین مسئولیت و حمایت ایجاد شد و سازمان ملل متحد به این کشور اجازه داد تا افغانستان را بازسازی کند. دموکراسی و دولت سازی به عنوان اهداف حضور در افغانستان اعلام شد اما بعداً توسط بایدن، رئیس جمهور آمریکا انکار شد.

آمریکا در افغانستان حضور نظامی، اقتصادی، سیاسی و… داشت و مبایلغ هنگفتی را هزینه کرد. هزینه‌های آمریکا و سازمان ملل در افغانستان برای این کشور در بخش‌هایی مناسب بود. شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم افغانستان در دوره قبلی حاکمیت طالبان بر افغانستان شرایط نامناسبی بود و فضای تاریکی ایجاد کرد. در 20 سال حضور آمریکا در افغانستان، از نظر اقتصادی وضعیت با رشد همراه شد. البته این رشد کاذب بود. از نظر اقتصادی و کارآفرینی و معیشت شرایط تغییر کرد اما حاصل این 20 سال با هزینه‌های زیاد، قرار گرفتن اکثریت مردم افغانستان زیر خط فقر مطلق است. از سال 2001 تا 2020 در سال‌هایی اقتصاد افغانستان با رشد مواجه شد اما در ادامه این وضعیت با تنزل همراه شد. دولت حامد کرزای و عبدالله عبدالله ضعیف بود و با فساد همراه بودند و عده کمی از مردم بهبود در وضعیت زندگی را تجربه کردند.

هزینه آمریکا در افغانستان در طول 20 سال گذشته بیش از 2 تریلیون دلار بود اما از این هزینه‌ها استفاده نشد. معادن افغانستان در طول 20 سال ظرفیت استخراج نداشت. چین تلاش کرد استخراج کند اما نتوانست. در ازای هزینه‌های انجام شده، آمریکا نتوانست از معادن استفاده کند. بعد از 20 سال، تغییر در شرایط ژئوپلیتیکی افغانستان سبب شد تا آمریکا از افغانستان خارج شود. آمریکا هزینه کرد اما نفع آن به چین یا روسیه و… رسید. منافع آمریکا در افغانستان تامین نشد و به طور فاجعه آمیز به حضور در این کشور پایان داد و خارج شد.

طالبان با چالش‌های زیادی مواجه است که مهمترین آن دغدغه اقتصادی است. 80 درصد بودجه دولت افغانستان تاکنون توسط نهادهای بین المللی تامین شده، در حالی که 20 درصد درآمد توسط دولت بوده است. در حال حاضر و با روی کارآمدن طالبان این 80 درصد درآمد تعلیق شده که این چالش بزرگی برای این جنبش است.

چالش دیگر، خروج گسترده جمعیت از افغانستان یا عدم تمایل آن‌ها برای کار کردن با طالبان است که این جنبش را از نظر سرمایه انسانی فقیر می‌کند.

زنان افغانستان زنان با روحیات و فرهنگ 20 سال پیش نیستند. در عرصه سیاسی و اجتماعی فعال هستند و این مسئله با ایدئولوژی طالبان متفاوت و در تعارض است.

اقلیت‌های قومی و مذهبی مسئله مهمی است و در کابینه طالبان این مسئله رعایت نشده و اکثریت از قوم پشتون هستند. طالبان از مشروعت بین المللی برخوردار نیست و نیاز به حمایت سایر کشورها دارد اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است.

محمدعلی جعفری، دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، عضو انجمن ژئوپلیتیک ایران و عضو پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانهدر بخش دیگری از نشست با تشریح سیر تاریخی درباره نقش جوانان و حکومت‌های مختلف در افغانستان و جنبش‌های فعال در این کشور در طول دوره‌های تاریخی گفت:عدالت اقتصادی و عدالت سیاسی در چند سال گذشته و در طول دوره‌های تاریخی در افغانستان محقق نشد. بخشی از این موضوع به دلیل بر سر کار بودن دولت‌ها و اقدامات آن‌ها بوده است. جنبش ها در افغانستان را نخبگان رهبری کرده‌اند و این باعث ایجاد اعتراض جمعی شده است. جوانان در هر کشوری پیشرو هستند. هیچ نظامی در افغانستان نتواسته است چشم خود را بر روی جوانان ببندد. در تاریخ کشور افغانستان هیچ وقت مردم با تحمیل و اجبار شرایطی را نپذیرفته اند. افغانستان تاکنون سه موج مهاجرت را تجربه کرده است و احتمالا در شرایط جدید، موج چهارمی هم شکل خواهد گرفت.

در پایان، جواد امیری، دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه فردوسی، استاد دانشگاه در هرات عنوان کرد: افغانستان باید دارای فضای سیاسی آزاد و تعامل مثبت با جهان باشد. هویت طلبی، پویایی و حرکت در میان مردم آن حاکم باشد. ابعاد توسعه در افغانستان باید براساس ساختار نظام مند و قدرت مورد پذیرش انسان امروزی باشد. شرایط جدید باید در تضاد با خواسته‌های جوانان نباشد و عدالت برقرار شود.

مردم افغانستان جامعه پذیر هستند و می توانند در کنار هم متحد باشند اما طالبان با سیاست‌های اعلامی خود توانسته‌اند تنها بخشی از نگرانی‌ها را رفع کنند. وضعیت سیاست‌های آن‌ها هنوز مبهم است. پایه مشروعیتی طالبان مشخص نیست و دچار ابهام است. هنوز نوع نظام مدنظر طالبان نامشخص است. طالبان اگر به سمت سازماندهی فضای سیاسی هستند باید یک الگوی توسعه در تطبیق با جهان امروز ایجاد کنند. به رسمیت شناخته شدن طالبان در گرو تطبیق با محیط جهانی است.

افغانستان هنوز الگو و نظم سیاسی را ندارد. جوانان افغانستانی می‌توانند در توسعه سیاسی نقش داشته باشند. جامعه افغانستان دارای یک قشر جوان و موضوع روز آن‌ها مسئله قدرت گیری طالبان و توسعه کشور است. سیاست اعلامی طالبان خواهان توسعه و به رسمیت شناخته شدن از سوی کشورهای جهان است.

اگر در گذشته افغانستان جوانی نداشت که به عنوان سرمایه تلقی شود، امروز جوانان سرمایه انسانی این کشور هستند. طالبان تا زمانی که در رفتار و سیاست های خود اصلاحاتی ایجاد کنند، نمی توانند این جوانان را جذب کنند.

اگر نظام سیاسی طالبان براساس نگاه سنتی، تحمیلی و خاص گرایانه باشد، جوانان افغانستان ناامید خواهند شد و کشور را ترک خواهند و شاهد فرار مغزها و سرمایه های اجتماعی خواهیم بود. اگر طالبان با خصوصیات قبلی بر سر کار باشد، این یک دور باطل ایجاد خواهد کرد. در افغانستان برای پیشرفت باید شبکه سازی منظم در زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی، سایبری، سیاسی و ژئوپلیتیکی صورت گیرد. ایجاد فضای توسعه یافته، پایداری انسانی و طبیعی، تعامل مثبت با فضاهای فروتر و فراتر، اتحاد و یکپارچگی، پویایی حرکت رو به جلو، امنیت در ابعاد و سطوح مختلف، قانونمندی، آرمان‌گرایی و هویت طلبی، عدالت جغرافیایی و اجتماعی، ساختار نظام مند، اثربخش و کارآمد، گردش نظام مند و عادلانه قدرت از لوازم آن است. 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email
اسکرول به بالا