فرود متفقین در ساحل نرماندی و درس هایی برای ایران

حسن نورعلی، انجمن ژئوپلیتیک ایران

قدرت بندری هژمونیک کشوری است که توانایی ساخت، کنترل و مدیریت شبکه های بندری ثابت و متحرک در آب های نزدیک (بنادر نزدیک خود) و آب های دور (بنادر نزدیک قدرت های رقیب) را دارد. آمریکا به عنوان یک قدرت بندری جهانی، از نظر لجستیکی توانایی ایجاد یک بندر عملیاتی در سواحل خارجی، ظرف چند روز و بدون نیاز به تأسیسات ثابت را دارا است. ناوگان لجستیک فراساحلی (LOTS) آمریکا با شناورهای پانتونی، جرثقیل‌های غول‌پیکر شناور و قرارگاه‌های مهندسی پیش‌ساخته در پایگاه‌هایی مثل دیگو گارسیا، این قابلیت را چندین برابر پیشرفته‌تر از جنگ جهانی دوم ساخته است.
در ۶ ژوئن ۱۹۴۴، متفقین در روز D در سواحل نرماندی فرانسه (که تحت تصرف آلمان نازی بود) پیاده شدند تا بزرگترین عملیات آبی خاکی تاریخ را رقم بزنند. نزدیک به ۱۲۹,۴۰۰ سرباز از پنج ساحل یوتا، اوماها، گلد، جونو و سورد با پشتیبانی ۲۳,۴۰۰ چترباز که نیمه شب پشت خطوط دشمن فرود آمدند، به دیوار آتلانتیک هیتلر یورش بردند. عملیات فریب گسترده با ارتش ساختگی، آلمان‌ها را متقاعد کرد حمله اصلی در پا-دو-کاله رخ می‌دهد. سنگین‌ترین درگیری در اوماها با آتش مسلسل‌های آلمانی از سنگرهای بتنی رخ داد و آمریکایی‌ها ۲,۷۰۰ تلفات دادند. مجموع تلفات روز دی ۴,۹۳۰ نفر بود. چالش بزرگ پس از ایجاد مواضع اولیه، تأمین میلیون‌ها سرباز و تجهیزات بدون بندر عملیاتی بود. فاجعه دیپ در ۱۹۴۲ نشان داد حمله مستقیم به بندر مستحکم آلمانی فاجعه‌بار است. راه حل، ساخت بنادر شناور مالبری بود: دو بندر عظیم ساختگی و قابل حمل. مالبری A در اوماها برای آمریکایی‌ها و مالبری B در گلد برای بریتانیایی‌ها. این بنادر از قطعات بتنی و فلزی پیش‌ساخته شامل موج‌شکن‌های شناور ۹ کیلومتری، اسکله‌های متحرک و جاده‌های پانتونی تشکیل شده بودند که از انگلستان با یدک‌کش عبور داده شدند. در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۴، شدیدترین طوفان ۴۰ سال اخیر، مالبری A را چنان ویران کرد که تعمیر آن غیرممکن شد. اما مالبری B (“وینستون”) با طراحی مقاوم‌تر جان سالم به در برد و به مدت ۱۰ ماه، ۲.۵ میلیون سرباز، ۵۰۰,۰۰۰ خودرو و ۴ میلیون تن تدارکات تخلیه کرد. این بنادر متحرک نقطه عطفی در جنگ جهانی دوم بودند. بدون آنها، آزادسازی فرانسه و پیشروی زمینی به سمت قلب آلمان غیرممکن بود. همانطور که ارتش متفقین از سواحل نرماندی تا برلین پیش رفت، بنادر مالبری شریان حیاتی این پیروزیِ هزار کیلومتری بودند.
در اوج عملیات، این بندر روزانه ۲۰,۰۰۰ تُن محموله جابجا می‌کرد که آن را برای مدتی به شلوغ‌ترین بندر جهان تبدیل کرد؛ همه اینها در ساحلی بود که به صورت فیزیکی هیچ بندری نداشت و بنادر شناور توسط قدرت های بندری مسلط وقت، بریتانیا و آمریکا در این ساحل ساخته شدند.
امروزه برای ایران، این رویداد یک سناریوی نظامی هشداردهنده است: آمریکا، ابتدا ممکن است بنادر اصلی ایران (بندرعباس، چابهار، خرمشهر) را از کار بیاندازد و با پاکسازی دو منطقه ساحلی مثل سواحل مکران یا شمال خلیج فارس، قطعات پیشرفته‌تر بنادر شناور را با یدک‌کش آورده و ظرف چند روز یک بندر عملیاتی عظیم ایجاد کند. بنابراین، در یک درگیری احتمالی، آمریکا ممکن است با عملیات فریب (مثل بازنمایی تهدید در خارک) تمرکز ایران را منحرف کند، در حالی که اهداف واقعی می‌تواند تصرف جزایر دیگر خلیج فارس، استقرار بندر ساختگی در سواحل، یا حتی ایجاد یک بندر شناور/پایگاه در چابهار به دلیل دسترسی آسان به آب‌های آزاد و دورب از آسیب پذیری تنگه هرمز و مین های خلیج فارس باشد. ایران باید برای تمام این سناریوها آماده باشد: استحکام پدافندی جزایر کلیدی، مین‌ریزی هوشمند در ورودی‌های شمال خلیج فارس و مناطق ساحلی مکران، و استقرار تیپ‌های واکنش سریع در سواحل برای مقابله با هرگونه فرود یا بندرسازی.
نتیجه واضح است: در نظم جهانی کنونی، کنترل نقاط گلوگاهی دریایی و توانایی محاصره بندری یا ایجاد زیرساخت سیار در سواحل دشمن، به اندازه داشتن ناوهای هواپیمابر اهمیت راهبردی پیدا خواهد کرد. سیاست جغرافیایی ایران، کنترل تنگه هرمز به عنوان شاهرگ نفتی جهان است. اما دشمن با الهام از بنادر متحرک نرماندی، می تواند به دنبال بی‌اثر کردن این مزیت یا نوعی مقابله به مثل باشد: نه با رویارویی مستقیم در تنگه، بلکه با گشودن جبهه های بعدی در سواحل مکران یا جزایر نفتی. بنابراین، هر نقطه از ساحل که غفلت شود، می‌تواند نرماندیِ بعدی باشد.

ارجاع به این تحلیل

ژئوپلیتیک ایران،انجمن (1405) فرود متفقین در ساحل نرماندی و درس هایی برای ایران، ژئوپلیتیک و دیپلماسی، انجمن ژئوپلیتیک ایران

درباره نویسنده

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اسکرول به بالا