گزارش نشست اول از سلسله نشست های کارگاهی “ریشه یابی قدرت گیری مجدد طالبان در افغانستان از منظر رویکردهای ژیوپلیتیکی – ژئواستراتژیکی

عنوان: گزیده ­ای از سخنرانی در نشست کارگاهی دانشگاه بیرجند

موضوع کارگاه: طالبان و رقابتهای استراتژیک در افغانستان

ارائه دهنده: دکتر مرجان بدیعی ازنداهی

دبیرنشست: دکتر وحید کیانی

تاریخ برگزاری کارگاه: اول مهر ماه 1400

موضوع سخنرانی درباره طالبان و رقابتهای استراتژیک در افغانستان است. ازآنجاکه رویدادهای کشور افغانستان و  طالبان دغدغه خاطر بسیاری از ایرانیان است؛ بنابراین، بحث در باره طالبان و رقابتهای استراتژیک در این کشور می­تواند ما را به درک آنچه در افغانستان در حال وقوع است کمک کند.

  • ماهیت طالبان

به لحاظ تاریخی کشمکش­های سياسی نقش مهمی در زمينه پيدايش مذاهب دينی بازی کرده و بخش بزرگ مذاهب اسلامی ريشه در تضادهای سياسی جامعه اسلامی داشته­ اند. نزديک به دو دهه پيش حوزه جنوب غربي افغانستان شاهد پيدايش گروهي به نام طالبان -ازشبه نظامیان افغانستان از قوم پشتون و قبیله غلجایی- بود که از آن زمان تا امروز منطقه و جهان را سخت به خود مشغول نگهداشته­ اند. طالبان از همان آغاز هويت و مشروعيت خود را برخاسته از مذهب دانستند، ولی نه سنی ­ها و نه هم شيعيان افغانستان، در درازاي تاريخ يکهزار و چهارصد ساله اسلام در سرزمنيشان نه چنين رفتار و برداشتی از مذهب را تجربه نموده ­اند و نه چنين چيزي را در حافظه تاريخي خويش دارند. ایدئولوژی طالبان ریشه در مکتب دیوبندی و اندیشه های سلفی دارد. با خروج اشغالگران شوروی از افغانستان، طالبان به­ عنوان بخشی از مجاهدین در جنگ داخلی افغانستان، توانستند «امارت اسلامی» مدنظر خود را از سال 1375 تا 1380 در افغانستان برقرار کنند. پس از سقوط حکومت طالبان در پی حمله امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، طالبان اعلام کرد علیه آمریکا با هدف بیرون راندن نیروهای خارجی و به دست آوردن مجدد حاکمیت کشور مبارزه خواهد کرد.  طالبان در طی این سال­ها همواره معتقد به جهاد و مبارزه با اشغالگران بوده و علیه آنچه ارزشهای لیبرال می­ نامد، مبارزه کرده است. در درون طالبان چند شورا وجود دارد که پس از مرگ ملاعمر، شاهد نوعی رقابت میان آن ها هستیم. مانند: شورای کویته، شورای میران شاه، شورای ملارسول  و شورای شمال. با وجود نگرانی ­ها و نارضایتی ­ها از طالبان، عوامل متعدد داخلی و خارجی در بقای طالبان نقش دارند. عوامل داخلی مانند: فساد ارتش و نیروهای نظامی، ضعف دولت مرکزی، منابع مالی، خلأ قدرت، نیروی محرک ایدئولوژیک، جغرافیای افغانستان. عوامل خارجی مانند: قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ­ای بویژه پاکستان، آمریکا. بدیهی است در چنین شرایطی بقای طالبان معلول رقابتهای استراتژیک میان بازیگران گوناگون خواهد بود.

  • رقابت­های استراتژیک در افغانستان

رقابت در جا و زمانی وجود دارد که منافع طرفین با هم در کشمکش و تضاد هستند، رقابت، یا دستاوردهای طرف مقابل را تهدید می­کند؛ و یا اینکه کشورها در دستیابی به منافع مشترک، قادر به مشارکت نیستند. علایق و منافع دولتها ضرورتاً در تضاد و کشمکش با هم نیستند. اما این سطح تجزیه و تحلیل است که آن رقابت را به­ عنوان «استراتژیک» مشخص می­ کند. از این­رو، رقابت استراتژیک، رقابت فعال بین دولت­هایی است که منافع اساسی خود را در معرض تهدید طرف مقابل می­ دانند. در این راستا، منافع ملی یا دولتی شامل موضوعاتی است که رهبر یک دولت بقای آنها را به مثابه بقای یک دولت تلقی می­کند.

درک رقابت­های استراتژیک در افغانستان برحسب انواع بازیگران قابل توجه است. این بازیگران شامل قدرت­های بزرگ جهانی(چین و امریکا)، قدرت­های منطقه­ای(پاکستان، ایران)، قدرت­های محلی (فروملی) (گروه­های رقیب در درون طالبان، دولت های پیشین، مجاهدین قدیمی) قابل شناسایی است؛ که هریک منافع خاص خود را پیگیری می­کنند.

1-رقابت استراتژیک در مقیاس قدرت ­های محلی (فروملی): دراین رقابت، اقوام و بحث آب و زمین(چراگاه) مهم هستند. زندگی افغانستان با 1.5 میلیون کوچی و 24 میلیون نفر روستایی با آب و زمین گره خورده است. همچنین، سه موضوع عمده در مقیاس فروملی در افغانستان به رقابت استراتژیک میان اقوام شکل می­ دهند. 1-فساد ، 2-حقوق مالکیت 3- تغییرات آب و هوایی.

2-رقابت استراتژیک در مقیاس منطقه­ ای: دراین مقیاس رقابت هند و پاکستان؛ و رقابت ایران و پاکستان بسیار مهم هستند.

مهمترین موضوعات رقابت هند و پاکستان در افغانستان عبارتند از: آب و سدهای افغانستان؛ اقوام پشتون؛ گروه ­های سلفی و هراس از پخش جغرافیایی افراط ­گرایی در هند؛ و ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﭘﺎﮐﺴﺘﺎن و ﻫﻨﺪ در سایه ﭼﯿﻦ. هند و پاکستان به دنبال استفاده از انگیزه توسعه کابل هستند. توانایی آنها در استفاده از امنیت غذایی و آب افغانستان در وهله نخست به توانایی آنها در ایجاد «گشایش» دیپلماتیک بستگی دارد. هند با حفظ قول خود در مورد پروژه ­های توسعه و کمک ­های خارجی، اعتماد افغانستان به خود را جلب کرده است؛ در حالی­ که پاکستان مایل به همکاری با کابل در امور نظامی، اعتماد لازم را برای پیشبرد سیاست ­های آب و غذا کسب نکرده است. اما رقابت ایران و پاکستان در افغانستان معلول متغیرهای مربوط به مرز، قومیت بلوچ، موادمخدر، گروه­های معارض ایران، و همچنین بازیگران خارجی بویژه جایگاه ایالات متحده در افغانستان است. نه تنها اقوامی مانند هزاره ­ها، تاجیک ­ها از اهمیت خاصی برای ایران برخوردار هستند، بلکه وجود طرح­ های توسعه بنادر مانند چابهار و گوادر با سرمایه ­گذاری هند و چین به رقابت ­های ایران و پاکستان در افغانستان شدت می ­بخشند.

3-رقابت استراتژیک در مقیاس جهانی(ایالات متحده و چین): سیاست امریکا بازتاب اندیشه­ های غربی درباره نهادگرایی لیبرال است؛ اما سنت فلسفی منحصر به ­فرد چین و سیستم سیاسی اقتدارگرایانه آن، دیدگاه رهبری چین را در مورد محیط بین المللی شکل می­ دهد. پس از رشد اقتصادی و تقویت نظامی چین، روابط چین و آمریکا به­ تدریج به مهمترین روابط رقابت استراتژیک در منطقه تبدیل شده است. این رقابت شدید برسر منابع طبیعی، فضای استراتژیک، رهبری اقتصادی و تدوین قوانین،در میان سایر عوامل ملموس و ناملموس است. ایالات متحده در درجه اول با توجه به نوع بحران از نیروهای نظامی برای تسلط، اعمال نفوذ و پیگیری اهداف خود استفاده می­ کند و سپس از ابزارهای دیگر مانند آموزش و فرهنگ در راستای کمک به ایجاد دموکراسی در کشورها بهره می­ گیرد. در مقابل، چینی­ها رویکرد مبتنی بر استفاده از مکانیزم قدرت نرم برای نفوذ بدون استفاده از ارتش خود را بکار می­ گیرند. افغانستان یک نمونه از میدان نبرد بین این دو ابرقدرت است. افغانستان با چین دارای ۷۶ کیلومتر مرز مشترک در نزدیکی استان سین­ کیانگ (با اویغورهای مسلمان چین) است. چین می خواهد طالبان افراط­ گرایی مذهبی خود را صادر نکند و اویغورهای فراری چین که ساکن افغانستان هستند را تحریک نکند. همچنین، افغانستان دارای برخی از بزرگترین ذخایر فلزات خاکی کمیاب جهان است. ایالات متحده و چین به­ عنوان بخشی از رقابت خود به منابع طبیعی مانند نفت و گاز طبیعی و فلزات کمیاب نیاز دارند زیرا برای صنایع نظامی و غیرنظامی پیشرفته ضروری هستند. در این راستا، شاهد رقابت تنگاتنگ چینی­ ها و امریکایی­ ها برسر فضا و معادن افغانستان هستیم. به همین دلیل، چین از هر راهی برای مشروعیت ­زدایی از هژمونی ایالات متحده در افغانستان استفاده می­ کند؛ مانند خروج شتابزده امریکا از افغانستان؛ تا امریکا را از نظر اعتبار و نفوذ شکست دهند. چالش اصلی ایالات ­متحده در این باره، افزایش تعداد بازیگران دولتی و غیردولتی مخالف با آمریکا و ظهور مجدد تروریسم سازمان ­یافته در منطقه و بویژه افغانستان است.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email
اسکرول به بالا