بنیـادهای جغرافیـایی هویت برای کشـورها

بنیـادهای جغرافیـایی هویت برای کشـورها

 

یکی از ویژگی­های سیستم­های ژئوپلیتیـکی، عضویت متکثر و متداخل اعضا می­باشد. اعضای هر سیستمی منحصراً در آن سیستم عضو نیستند. به عبارتی وفاداری­های خود را تنها در یک سیستم منطقه ای یا جهانی تعریف و یا به آن منحصر نمی­کنند. هر عضو یا کشور در سیستم، می­تواند به طور همزمان و بر پایه مبانی جغرافیایی هویت­ساز خود در چند سیستم منطقه­ای و یا جهانی عضو باشد. در این صورت در هر سیستمی کشور عضو تعهدات و الزامات و فرصت­های خاص خود را خواهد داشت. در این حالت کشورهای عضو برای ایجاد تعادل و تعامل بین تعهدات و فرصت­ها در سیستم­های مختلف و بعضاً متعارض، و سازگاری آنها با ارزش­ها و منافع­ملی خود دچار مشکل می­باشند.

از آنجایی که مبانی جغرافیایی هویت­ساز کشورها یکی نیست و متعدد است، بنابراین عضویت کشورها در سیستم­های متنوع و متعدد امکان پذیر است. پس یک کشور می­تواند در چند سیستم به طور همزمان عضویت داشته باشد.

اگر این سیستم­ها با هم  مطابقت  داشته و جفت­وجور باشند، یعنی اینکه روابط خوبی با هم داشته باشند، در این صورت کشورها دچار مشکل نمی­شوند. ولی اگر با هم رقابت و یا تضاد داشته باشند سیاست خارجی کشورهای عضو آنها دچار مشکل می شوند.  وقتی کشوری وارد یک سیستم می­شود یک سری تعهد، وظیفه، ماموریت به سیستم می­دهد و از طرف دیگر یک سری فرصت­ها، اختیار و حقوق را کسب می­کند. یعنی بین تعهد و فرصت توازن و هماهنگی برقرار می­کند.

به طور مثال، وقتی کشور ایران عضو اکو میشود، یک سری فرصت­هایی را کسب می­کند و به تبع آن یک سری تعهداتی را هم به اکو دارد که باید رعایت کند. بنابراین در اینجا فرصت و تعهد باهم هستند. پس وقتی ایران عضو اکو شد وفاداری خاصی به این سیستم دارد، چون عضو آن است. یعنی از منافع اکو دفاع می­کند. ایران  بطور همزمان ممکن است عضو یک سیستم دیگر هم باشد. در اینجا نیز یک سری فرصتها و تعهدات وجود دارد. شاید در سیستم­های دیگر هم به طور همزمان عضو باشد. اگر این سیستم­ها که ایران در آنها عضویت دارد با هم ضد و یا رقیب باشند، این سوال مطرح می­شود که  در اینجا این کشور چه باید بکند؟

در اینجا به این دلیل که این کشور (ایران) نمی­داند وفاداری­های خاص خود را با کدام سیستم تعریف کند به مشکل بر می­خورد. این مشکل آن دسته از کشورهایی است که به طور همزمان در چند سیستم ضد هم و یا رقیب عضویت دارند.

به طور مثال، امریکا از یک­ طرف عضو سیستم اپک است و هویت جغرافیایی خود را از موقعیت ساحلی‌اش در اقیانوس آرام میگیرد و از طرف دیگر عضو سیستم نفتا است و هویت جغرافیایی خود را از عضویت در پهنه آمریکای شمالی می‌گیرد. سیستم اپک آب پایه است و سیستم نفتا خشکی ­پایه می­باشد. این دوتا سیستم ممکن است با هم رقیب باشند. بنابراین کشور آمریکا باید بین آنها تعادل برقرار کند.

همچنین، کشور ایران جزء منطقه خلیج ­فارس است، پس خلیج فارس سرچشمه جغرافیایی هویت­ساز برای ایران است. به طور همزمان ایران عضو خزر هم است، پس خزر نیز سرچشمه جغرافیایی هویت­ساز برای ایران است. ایران همزمان عضو منطقه مسلمان­نشین دنیا هم است، پس جهان اسلام سرچشمه جغرافیایی هویت­ساز برای ایران است. بهمین ترتیب ایران جزء قلمرو تشیع جهان، جزء فلات ایران و قلمرو تمدن ایرانی، جزء اقیانوس هند، جزء قاره آسیا هم است، بنابراین تمامی اینها سرچشمه هویت­ساز جغرافیایی برای ایران می­باشند و ایران ذاتاً حق عضویت در سیستم­های منطقه ای را دارد که در این فضاهای جغرافیایی شکل می­گیرد.

این تئوری (مبانی جغرافیای هویت، یا بنیادهای جغرافیایی هویت­ساز )، را می­توان به تمامی کشورها تعمیم دادکه می تواند پتانسیل عضویت آنها را در سیستم­های منطقه ای و جهانی فراهم ­کند. همچنین از طریق این تئوری می­توان پی­برد که کشورها چه تعداد مبانی جغرافیایی هویت­ساز دارند و کشورها در چند سیستم می توانند عضویت داشته باشند. می­توان از طریق این تئوری سطوح اشتراک و افتراق کشورها را درآورد و جایگاه و نقش کشورها را در سیستم ژئوپلیتیـکی جهان تعیین و مقایسه کرد. این تئوری در پیش­بینی و آینده­نگری سیاست­های جهانی به ما کمک می­کند.

 

برگرفته از سایت دکتر محمدرضا حافظ نیا

ارجاع به این تحلیل

ژئوپلیتیک ایران،انجمن (1392) بنیـادهای جغرافیـایی هویت برای کشـورها، رسانه ژئوپلیتیک، انجمن ژئوپلیتیک ایران

درباره نویسنده

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email
اسکرول به بالا