تنگه هرمز؛ ستیزگاه راهبردها و معمای ژئوپلیتیک ایران

دکتر مراد کاویانی راد، عضو هیأت مدیره انجمن ژئوپلیتیک ایران و هیات علمی دانشگاه خوارزمی

تحولات چند ماه اخیر در تنگه هرمز، بحرانی تمام‌عیار با ابعاد نظامی، حقوقی و سیاسی پدید آورده که این آبراه راهبردی را به کانون کشاکش جهانی تبدیل کرده است. این درگیری با حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در نهم اسفند گذشته آغاز شد و به شهادت رهبر و شماری از کارگزاران ارشد سیاسی و نظامی انجامید. ایران با حملات موشکی به اسرائیل و کشورهای کرانه جنوبی خلیج فارس پاسخ داد و کنترل خود بر تنگه را اعلام کرد.در ادامه، ایران گام‌های عملی برای نهادینه‌سازی این کنترل برداشت: راه‌اندازی «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» در اردیبهشت‌ماه برای صدور مجوز عبور، انتشار نقشه جدید که منطقه کنترل‌شده را از کوه مبارک تا جنوب فجیره و از قشم تا ام‌القیوین تعریف می‌کند، و اعلام مسیرهای چهارگانه اجباری که هرگونه انحراف از آن را ممنوع اعلام کرده است.در سطح حقوقی، دو خوانش متضاد وجود دارد. ایران با استناد به عدم عضویت در کنوانسیون حقوق دریاها، رژیم «عبور ترانزیتی» را به رسمیت نمی‌شناسد و نظام جدیدی مطرح کرده که کشتی‌ها باید ۴۸ ساعت پیش از ورود، درخواست عبور خود را ثبت کنند. همچنین طرحی برای ارائه بیمه‌نامه دریایی با ارزهای دیجیتال ارائه کرده که می‌تواند تا ۱۰ میلیارد دلار در سال درآمدزایی کند. در مقابل، آمریکا و سازمان جهانی دریانوردی، تنگه را آبراهی بین‌المللی می‌دانند و کنترل یک‌سویه را نقض آزادی دریانوردی تلقی می‌کنند و با حمایت از کریدوری در آب‌های عمان، مسیر جایگزینی فراهم کرده‌اند، اما حملات ایران به کشتی‌های این مسیر، آن را ناامن کرده است. این در حالی است که تفاهم‌نامه خردادماه برای گذر آزاد ۶۰ روزه، با حمله ایران به کشتی‌های تجاری در ۱۶ تیرماه نقض شده است.کارشناسان معتقدند کنترل تنگه برای ایران از برنامه هسته‌ای مهم‌تر شده است. نخست، اهرم فشار بر اقتصاد جهانی؛ زیرا ۲۰ درصد نفت و ۲۰ درصد ال‌ان‌جی جهان از این تنگه می‌گذرد و اختلال در آن بر بهای انرژی و اقتصاد آمریکا (به‌ویژه در آستانه انتخابات) تأثیر مستقیم دارد. دوم، تغییر ماهیت درگیری از برنامه هسته‌ای به کشمکش بر سر کنترل تنگه. سوم، بازدارندگی هم‌تراز با سلاح هسته‌ای؛ چنانکه معاون شورای امنیت روسیه آن را «بازدارنده‌ای راهبردی با توانایی‌های هم‌تراز با سلاح هسته‌ای» خوانده است. چهارم، تاب‌آوری راهبردی ایران در برابر حملات آمریکا و حفظ توانایی تهدید تنگه که موقعیت تهران را نسبت به پیش از جنگ تقویت کرده است.تلاش‌های میانجی‌گرانه منطقه هم ناکام مانده است؛ عمان به عنوان متولی کریدور جنوبی با مخالفت ایران مواجه شده، قطر که نقش اصلی را داشت هدف حملات قرار گرفته و گفتگوهای چهارجانبه با چین و پاکستان نیز به نتیجه نرسیده است. با توجه به عمق بی‌اعتمادی، تعارض منافع و نبود چارچوب حقوقی، به نظر می‌رسد دست‌کم در میان‌مدت، تنگه هرمز به عنوان گرهی کور و بی‌ثبات‌کننده در معادلات جهانی باقی بماند. در وضعیت موجود و در میان مدت، چرخه حملات متقابل و ناهمسویی در تفسیر تعهدات، افق دیپلماسی را تیره کرده است و استان‌های جنوبی ایران همچنان آماج حملات سنتکام و کشورهای منطقه نیز درگیر ناامنی خواهند بود. بر بنیاد چنین زمینه و زمانه‎ای، هرگونه راه‌حل پایدار نیازمند تغییر محاسبات راهبردی یکی از طرفین یا شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای است که فعلا دور از دسترس می‎نماید.

ارجاع به این تحلیل

ژئوپلیتیک ایران،انجمن (1405) تنگه هرمز؛ ستیزگاه راهبردها و معمای ژئوپلیتیک ایران، ژئوپلیتیک و دیپلماسی، انجمن ژئوپلیتیک ایران

درباره نویسنده

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اسکرول به بالا